چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
پارت ۲
ادمین. مرد به همراه دوتا با دیگاردش وارد سالن شد و کاملا جدی بین دخترا راه رفت و تا یکی از دخترا رو انتخاب کنه ....
مرد به محض رسیدن به ا/ت ایستاد و نگاهی به جانگ انداخت و با نگاهش بهش فهموند که همین دختر رو انتخاب کرده و جانگ هم فوری ا/ت رو از بین باقیه دخترا جدا کرد و به اتاقش برد
و به دنبال آنها مرد هم وارد اتاق شد ا/ت ایستاده بود و سرش پایین بود...
چند مین بعد
جانگ . خوب آقای جئون... من تمامی کار های لازم رو انجام دادم از این به بعد ا/ت دختر رسمی و قانونیه شماست ...
جانگ . ا/ت برو و وسایلت رو جمع کن
ا/ت . بله
جئون. نیازی به ونا نیس هیچ چیزی از اینجا نمیریم ....
جانگ . بله....
جئون. بریم ... ( ا/ت رو جلو فرستاد و خودش پشت سرش میرفت و سوار ماشین شدن و به عمارت جئون رفتند ......
ا/ت . با دیدن عمارت بشدت تعجب کرد عمارت جئون به قدری بزرگ بود سر و تهش معلوم نبود وقتی وارد شد تم خونه کاملا سیاه و خاکستری و بعضی جاها رگه های طلایی داشت و تم مافیایی از سر و روی عمارت می بارید
کوک. خوب دخترکوجولو ... من جئون جانگ کوک ام و از این به بعد اینجا زندگی میکنی اجوما اتاقت رو بهت نشون میده برو دوش بگیر و بیا ناهار بخوریم
ا/ت . چشم
کوک. اجوما ...
اجوما . بله ارباب..... خوش ومدین
کوک. اتاق ا/ت رو بهش نشون بده ( اینو گفت و خودش رفت تو اتاقش
اجوما . چشم ارباب...... خوب خانم بیاید بریم اتاقتون رو نشونتون بدم
ا/ت . چشم
اجوما . خانم نباید با من انقدر با من محترمانه صحبت کنید تنها کسایی که اینطور باید باهاشون صحبت کنید پدرتون و خانواده و دوستانشون هستند ..
ا/ت . آها بله
( اجوما ا/ت به اتاقش برد و ا/ت از قشنگی و بزرگی اتاق بشدت تعجب کرد بر خلاف خونه تم اتاق ا/ت خیلی قشنگ و کیوت بود
اجوما . خانم من میرم پایین اگه کارم داشتید با ون دکمه کنار تختتون رو بزنید
ا/ت . بله .... فقط میشه به من نگید خانم ؟
اجوما . خوب شما دوست دارید چطور صداتون کنم ؟
ا/ت . امم ... نمیدونم هر طور دوست داری اما لطفا خانم بهم نگو و انقدر رسمی نباش واقعا احساس خوبی بهم نمیده
اجوما . بله حتما.... خب کاری ندارید با من ؟
ا/ت . باشه حتما ( لبخند مهربون
ادامه دارد.....
پارت ۲
ادمین. مرد به همراه دوتا با دیگاردش وارد سالن شد و کاملا جدی بین دخترا راه رفت و تا یکی از دخترا رو انتخاب کنه ....
مرد به محض رسیدن به ا/ت ایستاد و نگاهی به جانگ انداخت و با نگاهش بهش فهموند که همین دختر رو انتخاب کرده و جانگ هم فوری ا/ت رو از بین باقیه دخترا جدا کرد و به اتاقش برد
و به دنبال آنها مرد هم وارد اتاق شد ا/ت ایستاده بود و سرش پایین بود...
چند مین بعد
جانگ . خوب آقای جئون... من تمامی کار های لازم رو انجام دادم از این به بعد ا/ت دختر رسمی و قانونیه شماست ...
جانگ . ا/ت برو و وسایلت رو جمع کن
ا/ت . بله
جئون. نیازی به ونا نیس هیچ چیزی از اینجا نمیریم ....
جانگ . بله....
جئون. بریم ... ( ا/ت رو جلو فرستاد و خودش پشت سرش میرفت و سوار ماشین شدن و به عمارت جئون رفتند ......
ا/ت . با دیدن عمارت بشدت تعجب کرد عمارت جئون به قدری بزرگ بود سر و تهش معلوم نبود وقتی وارد شد تم خونه کاملا سیاه و خاکستری و بعضی جاها رگه های طلایی داشت و تم مافیایی از سر و روی عمارت می بارید
کوک. خوب دخترکوجولو ... من جئون جانگ کوک ام و از این به بعد اینجا زندگی میکنی اجوما اتاقت رو بهت نشون میده برو دوش بگیر و بیا ناهار بخوریم
ا/ت . چشم
کوک. اجوما ...
اجوما . بله ارباب..... خوش ومدین
کوک. اتاق ا/ت رو بهش نشون بده ( اینو گفت و خودش رفت تو اتاقش
اجوما . چشم ارباب...... خوب خانم بیاید بریم اتاقتون رو نشونتون بدم
ا/ت . چشم
اجوما . خانم نباید با من انقدر با من محترمانه صحبت کنید تنها کسایی که اینطور باید باهاشون صحبت کنید پدرتون و خانواده و دوستانشون هستند ..
ا/ت . آها بله
( اجوما ا/ت به اتاقش برد و ا/ت از قشنگی و بزرگی اتاق بشدت تعجب کرد بر خلاف خونه تم اتاق ا/ت خیلی قشنگ و کیوت بود
اجوما . خانم من میرم پایین اگه کارم داشتید با ون دکمه کنار تختتون رو بزنید
ا/ت . بله .... فقط میشه به من نگید خانم ؟
اجوما . خوب شما دوست دارید چطور صداتون کنم ؟
ا/ت . امم ... نمیدونم هر طور دوست داری اما لطفا خانم بهم نگو و انقدر رسمی نباش واقعا احساس خوبی بهم نمیده
اجوما . بله حتما.... خب کاری ندارید با من ؟
ا/ت . باشه حتما ( لبخند مهربون
ادامه دارد.....
- ۱۴.۱k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط