ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
رفتم یه غذا برا خودم گرفتم و رفتم بیمارستان از اتاق آت صدا میومد غذا از دستم افتاد و بدو بدو رفتم سمت اتاقش
~فک کنم فلج شدن...
-چ.. چی
~قربان باید وایستید یه تست فلجی ازشون بگیرم
رفتم سمت آت
-حالت خوبه؟
جوابی نشنیدم فقط چشماش باز بود و انگار هیچکاری نمیتونست انجام بده
-تست و بگیرید
دکتر رفت سمت یه کشو و چندتا سوزن ازش در آورد و اومد سمت آت یکیشونو وارد کف پاش کرد آت حتی پلک نزد
-دردت نیومد؟
خیلی آروم سرشو به نشانه نه تکون داد

به چندتا از نقاط بدنش زد ولی ریکشنی نداشت
~قربان فک کنم...فک کنم خانم آت فلج شدن.. فقط موقت بودن یا نبودنشونو نمی‌دونم باید یه تست دیگه بگیریم
-اهههه زود باشیدددد
آت بغضش گرفته بود.
~باید برید بیرون
رفتم بیرون و در اتاقو کوبیدم
-اهععع اه( عربده)
` آقا اینجا بیمارستانه آروم باشید
-خفه شو( ترسناک)
بعد یک ساعت پرستار اومد بیرون
~اقای جئون فلجی متاسفانه...



چرا داخل کاور آهنگ فقط نوشتید عالی؟گفتم نظر بدید نه همتون یه کلمه بنویسید نمیخواستم پارت بزارم اما گذاشتم
دیدگاه ها (۳۵)

~متاسفانه دقیق مشخص نیست که دائمی یا نه بدنش علائمی از هوشیا...

ویو جونگکوک انداختمش صندوق عقب و سوار ماشین شدم-بسه دیگه گری...

https://wisgoon.com/p/N2J11ANXR2کاور جدیدم دوستان👀💔میشه تو ک...

ویو جونگکوکامضا کردم..(چهار ماه بعد)ویو جونگکوک از خواب بیدا...

فیک کوک شیرینی با طمع مرگ پارت ۱۴

part7 عشق پنهانات: سلام قربان《باصدای لرزون》جونگ کوک: سلام تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط