پارت آخر

پارت آخر


الان فقط اینو اینجا کم داشتم ، هوفف
برش داشتم و به سمت کاناپه رفتم و بازش کردم ، امیدوار بودم مشکل جدیدی‌پیش نیومده باشه.

(چی بهت اجازه داد که اون پرونده رو تموم کنی؟ ها ، مطمئنم نمیتونی حدس بزنی من کیم . من هنوز نمردم فقط بجای خودم افرادمو برای بازجویی‌فرستادم . زیرکانه بود مگه نه ؟)
+جیغ بلندی کشیدم که مطمئن بودم همسایه ها زنگ میزنن به پلیس ، نه هنوز زندس این امکان نداره .
لباسمو برداشتم میخواستم از خونه بزنم بیرون که همونو جلوی در دیدم .
..:کجا با این عجله؟
+منتظر چی هستین؟ اون نتونست حرفی بزنه چون برخورد تیر با قلبش این اجازه رو بهش نداد .
دیدگاه ها (۱)

فیک جاسوس به زودی در بین جمعیت مافیاهای قدرتمند که قوی ترین ...

پارت اول # اگه کارت رو درست انجام بدی خواهرت رو آزاد میکنم ....

پارت جدید سمت عمارت حرکت کردم ، وارد که شدم و کلارا روی زمین...

پارت جدید ، میدونم دیر شد+خواستم چیزی بگم که رئیس نزاشت_مگه ...

part22

خط قرمز؟ویو رایا:امروز با دوستام اومده بودم بار داداشم نمیدو...

"بازگشت کیونگ و جنگ جدید"کیونگ از خواب پرید.هانول با طلمس ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط