حق با او بود . . . .

حق با او بود . . . .




مقصر من بودم . . . . !




آنقدر گفتم: غلامتم . . . . !




باور کرد مرا فروخت . . . . !!
دیدگاه ها (۴)

لعـــنتی . . . .دســـتِ کـــم ،بـــین شـــعرهـــای م...

این روزها که هنوز نیستـنت را به هوای دوباره داشتنتثانیه شمار...

روی آن شیشه تبدار تورا"ها" کردم،اسم زیبای تورابانفسم جاکردم،...

معـده خـالی دود سیگـار تـلخـی عـرق فکـر بیـمار قلب شکـسته ,و...

" من درحال‌ِ سوختن بودم،و تو آمدی‌ و مرا به‌خاطر‌بویِ خآکستر...

همیشہ ســــــــــادہ  بودَم   ..           ســــــــــادہ سل...

گفته بودم حالِ آرامِ مرا باور مکنگریه هرچه بی صداتر، سوز و آ...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

خسته شدم انقدر گفتم فالوش کن

دادگاه تجدید نظر کانادا هم بر مقصر بودن شرکت و خلبان هواپیما...

قهوه‌اش را تمام کرد و گفت:چطور انقدر خوب دیگران را دلداری می...

آره بچه بودم به یک گروه گفتم من بیام بازی گفتن نه ما نمی‌خوا...

بعضی درها به روی ما بسته نیستند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط