وقتی گلدونه خونمون شکست، داداشم گفت کاش دوتاداشتیم، خواهر

وقتی گلدونه خونمون شکست، داداشم گفت کاش دوتاداشتیم، خواهرم گفت؛ قشنگ بود مادرم گفت؛ حیف بود، پدرم گفت؛ قسمت این بود، اماوقت دله من شکست کسی به فکرش نبود.
دیدگاه ها (۱)

رمان پرده های خونی توضیحات :نقش ها:کوک، تهیونگ، ا. ت، رزا، ی...

دنیای ما

🚚 کی فکرش رو می‌کرد ما به این زودی برگردیم به این لحظه‌ای قش...

من قوربون این خلافکار هفت خط روزگار بشم🤣💅🏻🎀✨بخدا که تو خلافک...

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

پارت ۹یونا: خب قضیه اینه که خانواده هامون چون باهم دوست بودن...

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط