عشق در دل ماند و یار از دست رفت
عشق در دل ماند و یار از دست رفت
دوستان دستی که کار از دست رفت
ای عجب گر من رسم در کام دل
کی رسم چون روزگار از دست رفت
عشق و سودا و هوس در سر بماند
صبر و آرام و قرار از دست رفت
بیم جان کاین بار خونم میخورد
ور نه این دل چند بار از دست رفت
سعدیا با یار عشق آسان بود
عشق باز اکنون که یار از دست رفت
دوستان دستی که کار از دست رفت
ای عجب گر من رسم در کام دل
کی رسم چون روزگار از دست رفت
عشق و سودا و هوس در سر بماند
صبر و آرام و قرار از دست رفت
بیم جان کاین بار خونم میخورد
ور نه این دل چند بار از دست رفت
سعدیا با یار عشق آسان بود
عشق باز اکنون که یار از دست رفت
- ۱.۸k
- ۲۴ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط