یک «بوسه» زدی بر من و جانم به لب آمد

یک «بوسه» زدی بر من و جانم به لب آمد
یک بوس دگر ،کار تمام ست به والله..
#سجاد_شهیدی #ازدواج
دیدگاه ها (۲)

«تـو» همان چشمه ی آبیکـه در آبـادی مـا...شـربت نـاب تمشـکاز ...

موهای یک زن خلق شده برای مردش که بنشیند شانه اش کند ببافد و ...

بیـا خـاص بـاشیـم وقـواعـد عـاشقـانـه هـا را فصل به فصل سرگر...

زنـده شـوم بـه یـک نَفَـساز لـب جـانفـزای «تـو»...! #عطار #ا...

«خاک این بادیه از برگِ گل آکنده شده‌ست؟یا تنِ توست که در دشت...

عشق بی حاصل ...

لبانت دور و در خواب استو چشمانت مداوم با نگاهم شعر میبافدگره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط