✍🏼صدایِ بوقِ ماشین‌ها،

✍🏼صدایِ بوقِ ماشین‌ها،
شبیه به فریادهایِ فروخورده است؛
و من،
در گوشه‌یِ این خیابانِ پرجنب‌وجوش،
دل‌مشغولِ یک سکوت.
‌
انتظار،
مثلِ بارانِ ریزِ پاییزی است؛
آرام می‌بارد،
دیر می‌رسد،
اما خیس می‌کند تمامِ تنهایی‌ام را.
‌
هر بار که ماشینی از کنارم می‌گذرد،
تکان می‌خورم؛
گمان می‌کنم تویی،
که با سرعتِ خیال‌هایت،
برگشته‌ای...
تا این خیابانِ بی‌پایان را،
با هم،
بپیمایند.
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

✍🏼در میان هیاهوی خیابان،من ایستاده‌ام،در میانِ تلاطمِ قدم‌ها...

✨ #مـنـو_بـہ_یـادت_بـیــار✍ مـریـم سـرخـه اے 🌹 قسـمـت نه...

آشنای من

His hope for life..[3ماه بعد]باران شدیدتر شده بود و ابرهای خ...

نزدیک ظهر بود...هوا داغ داغ..خورشید با خشم به زمین می تابید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط