تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین

تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین
این چشم تهی نگشت از آب حسین
عمری است نیازمند این درگاهم
یک لحظه گدای خویش دریاب ! حسین
#محرم
دیدگاه ها (۲)

تا کرب و بلا هست، زمین را عشق است آه دل همواره غمین را عشق ا...

هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند با سرور آفتاب بیعت کردند رفتن...

آن که در عشق تو شد سخت گرفتار منم وانکه گردیده به دور تو چو ...

از داغ حسین اشک نم نم داری در خانه سینه تا ابد غم داریم پیرا...

ب دو چشم آبی تو ؛ ک ز سر گذشته آبمچ شود ک دستگیری؟ تو از این...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط