فکری که بر آن؛ طبع روان میگذرد ،

فکری که بر آن؛ طبع روان میگذرد ،
شرحش ؛ ز معانی و بیان میگذرد .
شعر تو چرا نازک و شیرین نبود ؟
چو فقط ؛ از لب ودهان میگذرد .

(آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند )
/ سعید
دیدگاه ها (۳)

درویش که می خورد به میری برسدور روبهکی خورد به شیری برسدگر پ...

دلبر شیرازیم در حافظیه می‌دویدمی‌دوید این سو و آن سو و مرا ه...

/ سعید

الهی دردهایی هست که نمی توان گفت و گفتنی هایی هست که هیچ قلب...

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو را...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

مذهب عشق❤️یارا نظرِ لطفِ تو ما را چو نصیب استدنیا به همه زیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط