نَ رسالتِ مُحمد را دارم !
نَ رسالتِ مُحمد را دارم !
نَ جِسارت گلشیفته را....
نَ دلیرے آن دختر کورد مدافِع مَرز و خاکش ..
نَ دستانِ شاملو را
نَ غُربت و غم شرکو !!
نَ سلول یک اعدامے
نَ جزیره اے که به آن تبعید شوم ..
که بتوانم آزادے را
حقم را
خدایم را
و بدون آنکه به فکر غرورم باشم
آغوشے را فریاد بزنم ...
من خودے هستم
که روے تمام احساساتم پَرده کشید
آرزو را در گرگ و میش به دار آویخت
تا خواسته هایش را با خود به گور ببرد...
و اینگونه است که کسے او را
در هیچ جاے دنیا
حتے با چِشم مُسلح نخواهد دید ..
او خیلے دور ، نزدیک است !!!
نَ جِسارت گلشیفته را....
نَ دلیرے آن دختر کورد مدافِع مَرز و خاکش ..
نَ دستانِ شاملو را
نَ غُربت و غم شرکو !!
نَ سلول یک اعدامے
نَ جزیره اے که به آن تبعید شوم ..
که بتوانم آزادے را
حقم را
خدایم را
و بدون آنکه به فکر غرورم باشم
آغوشے را فریاد بزنم ...
من خودے هستم
که روے تمام احساساتم پَرده کشید
آرزو را در گرگ و میش به دار آویخت
تا خواسته هایش را با خود به گور ببرد...
و اینگونه است که کسے او را
در هیچ جاے دنیا
حتے با چِشم مُسلح نخواهد دید ..
او خیلے دور ، نزدیک است !!!
- ۶۱۱
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط