عشق و نفرت
[عِشق و نِفرَت]
part:2
بعد از مدرسه :
لیسا و کوک داشتن میرفتن خونه که یهو لیسا پرسید :
+دوست دختر داری؟
_به تو ربطی نداره(سرد)
+آها(ناراحت)
_ نه ندارم
+ها
_دوست دختر ندارم تو چی دوس پسر داری؟
+نه البته الان نه
_منظورت اینه قبلا داشتی؟
+آره خب اسمش کای بود(کمبود اسم داروممممم)
" تو خونه "
لیسا رفت بالا لباسشو عوض کرد و کوک هم رفت تو یه اتاق دیگه و لباساش رو چید و با لباس راحتی عوضشون کرد
ویو لیسا :
داشتم میرفتم پایین از پله ها که دیدم یه پیام برام اومده
پیام :
علامت ناشناس:@
@ میبینم خوب منو یادت رفته😏
+شما؟
@ خیلی خوب منو میشناسی
+خب کی هستی
@ یه دوست آشنا
+د خب میمیری بگی کی هستی مرتیکه🤬برو گمشو دیگه پیام نده
@ فعلا باهم کار داریم خانم کوچولو🤏🏻
+ ایششش من اصلانم کوچولو نیستممممم
@ چرا هستی..
+ایش برو بابا دیگه پیام نده
وای مرتیکه ولم نمیکرد اومدم پایین از پله ها رفتم یه نودل برداشتم بخورم که یهو کوک گفت:
_من چیییی؟(کیوت)
+فلج که نیستی خودت برو بردار(دور از جون پسرم😕)
_ایش کی از تو خواست اصلا
+همین الان گفتی بیارم برات...
_برو بابا کری؟(دور از جون دخترم😕)
+ای خدا😒
۵ مین بعد :(ساعت ۳ شبه)
بوق بوق بوق[صدا زنگه گوشیه لیسا]
+الو؟
@منم خانم کوچولو
+وای چرا ول نمیکنیییی برو گمشو دیگهههه
@ حیح گفتم باهم کار داریم
لیسا گوشیو قطع کرد
_کی بود؟؟
+به تو چه
_که به من چه؟آره؟
+آره🥸
کوک گوشیه لیسا رو ازش گرفتو فرار کرد
+وایسااااااااا (در حال دوییدن)
_وای نمیستم
گوشیه لیسا رمز نداشت و کوک رفت تو تماس هاش و اون شماره رو دید
_این کیه؟(عصبی)
+ناشناسه
_یعنی چی؟
+یعنی نمیدونم کیه دیگه یارو ناشناسه حالاهم باید بخوابیم چون فردا آزمون داریم
_چیییییی؟آزموننننن؟
+بله آزمون
_باید بهم برسونی وگرنه ...
+وگرنه چی؟
_ حالا خودت میفهمی(پوزخند)
+ااااا(شوک)
ویو فردا:
لیسا از خواب بیدار شد صبحونه آماده کرد و رفت کوک رو صدا زد و کوک هم اومد صبحونه خوردن و بعد رفتن مدرسه.
مدرسه:
+سلامممم جنییییی
÷سلاممم لیساااااااا
_ ایییی کر شدم آروم باشید
~والا بخدا کر شدیم
+÷خفه شید
_~ایشششش(ایش چقد ایش ایش میکنن🥸🤡)
بعد مدرسه:
کوک و لیسا رفتن خونه و قرار شد با جنی و تهیونگ برن بار
شب:
ویو لیسا : رفتم کارامو کردم و یه لباسه باز پوشیدم (حوصله گذاشتنشو ندارم خودتون یچی فک کنین دیگه)
ویو کوک : رفتم حاضر شدم و منتظر لیسا وایسادم وقتی اومد پایین دیدم لباسش خیلی بازه
+چطوره؟
_خیلی بازه
+ینی چی؟
_ینی یا برو یچیزی روش بپوش یا یه لباس دیگه بپوش اصلا
+باش
رفت یچیزی روی لباسش پوشید و رفتن بار وقتی رسیدن جنی و تهیونگ تو بودن و باهم اوکی شده بودن و لیسا و کوک هم وارد شدن
ویو لیسا: اه واسه همینه از بار بدم میاد همش بو الکل و مشروب و پر از آدمایه خرابه ایشششش
لیسا و کوک رفتن نشستن و کوک خیلی مست کرد و لیسا اصلا نخورد و کوک گفت:
_لیسا من عاشقتم(مست)
+چیمیگی دیوونه الان مستی بعدا یادت میره
_نه عشق من به تو واقعیه و دور از مست بودن یا نبودنه منه
+خیلی خب حالا ول کن بیا بریم خونه
لیسا رانندگی کرد و کل راه رو داشت به حرف کوک فکر میکرد
ویو فردا:(راستی جمعس مثلا)
ویو لیسا : خواب بودم که دیدم دستی دورم حلقه شد دیدم کوکه
+چیکار میکنی؟
_نمیتونم بغلت کنم
+نههه احتمالا هنوز مستی
_نه نیستم به خدا
+ایش برو اونور
لیسا و کوک رفتن صبحونه خوردن و رفتن که یه فیلم ببینن:
ویو لیسا : وای خدا کوک چرا انقد عجیب رفتار میکنه نکنه حرفه دیشبش راست بود وای خدا همش داشتم با خودم فکر میکردم که یهو کوک گفت:
_لیساااااااا
+ها؟ چیه؟
_۱۰۰ بار صدات زدم چیزی شده
+آم نه هیچی چیزی نشده
_ اوکی چه فیلمی ببینیم ؟
+اوم ترسناک چطورهههه؟
_ عالیهههههه
۱۰ مین بعد از شروع فیلم :
+یاخداااااااااا
_یا ابلفضللللللل(بچه ایرانی شد از این به بعد واسش فیلمه ترسناک بزارم🥸)
+این چه فیلمیه عوضش کنننننن
_باشه بابا کشتیمون
+خب حالا چ...
دینگ دینگ(زنگ در خورد)
_تو مهمون دعوت کردی؟
+من؟نه
_من میرم باز میکنم
_بله؟
&این گل رو برای لیسا خانم فرستادن
_آ آها باش
درو بست
_این برای توعه
+کی فرستاده؟
_چمیدونم باید من اینو ازت بپرسم (حسود)
+خیلی خب حالا چته منم نمیدونم کی فرستاده
لیسا کارته روی گل رو خوند و دید از طرفه.....
بیا پایین
.
.
.
پایین تر
.
.
.
خب قرار بود این پارت رو فردا بزارم ولی چون خیلی مهربونم امشب گذاشتم🙂↔️🎀🫠
part:2
بعد از مدرسه :
لیسا و کوک داشتن میرفتن خونه که یهو لیسا پرسید :
+دوست دختر داری؟
_به تو ربطی نداره(سرد)
+آها(ناراحت)
_ نه ندارم
+ها
_دوست دختر ندارم تو چی دوس پسر داری؟
+نه البته الان نه
_منظورت اینه قبلا داشتی؟
+آره خب اسمش کای بود(کمبود اسم داروممممم)
" تو خونه "
لیسا رفت بالا لباسشو عوض کرد و کوک هم رفت تو یه اتاق دیگه و لباساش رو چید و با لباس راحتی عوضشون کرد
ویو لیسا :
داشتم میرفتم پایین از پله ها که دیدم یه پیام برام اومده
پیام :
علامت ناشناس:@
@ میبینم خوب منو یادت رفته😏
+شما؟
@ خیلی خوب منو میشناسی
+خب کی هستی
@ یه دوست آشنا
+د خب میمیری بگی کی هستی مرتیکه🤬برو گمشو دیگه پیام نده
@ فعلا باهم کار داریم خانم کوچولو🤏🏻
+ ایششش من اصلانم کوچولو نیستممممم
@ چرا هستی..
+ایش برو بابا دیگه پیام نده
وای مرتیکه ولم نمیکرد اومدم پایین از پله ها رفتم یه نودل برداشتم بخورم که یهو کوک گفت:
_من چیییی؟(کیوت)
+فلج که نیستی خودت برو بردار(دور از جون پسرم😕)
_ایش کی از تو خواست اصلا
+همین الان گفتی بیارم برات...
_برو بابا کری؟(دور از جون دخترم😕)
+ای خدا😒
۵ مین بعد :(ساعت ۳ شبه)
بوق بوق بوق[صدا زنگه گوشیه لیسا]
+الو؟
@منم خانم کوچولو
+وای چرا ول نمیکنیییی برو گمشو دیگهههه
@ حیح گفتم باهم کار داریم
لیسا گوشیو قطع کرد
_کی بود؟؟
+به تو چه
_که به من چه؟آره؟
+آره🥸
کوک گوشیه لیسا رو ازش گرفتو فرار کرد
+وایسااااااااا (در حال دوییدن)
_وای نمیستم
گوشیه لیسا رمز نداشت و کوک رفت تو تماس هاش و اون شماره رو دید
_این کیه؟(عصبی)
+ناشناسه
_یعنی چی؟
+یعنی نمیدونم کیه دیگه یارو ناشناسه حالاهم باید بخوابیم چون فردا آزمون داریم
_چیییییی؟آزموننننن؟
+بله آزمون
_باید بهم برسونی وگرنه ...
+وگرنه چی؟
_ حالا خودت میفهمی(پوزخند)
+ااااا(شوک)
ویو فردا:
لیسا از خواب بیدار شد صبحونه آماده کرد و رفت کوک رو صدا زد و کوک هم اومد صبحونه خوردن و بعد رفتن مدرسه.
مدرسه:
+سلامممم جنییییی
÷سلاممم لیساااااااا
_ ایییی کر شدم آروم باشید
~والا بخدا کر شدیم
+÷خفه شید
_~ایشششش(ایش چقد ایش ایش میکنن🥸🤡)
بعد مدرسه:
کوک و لیسا رفتن خونه و قرار شد با جنی و تهیونگ برن بار
شب:
ویو لیسا : رفتم کارامو کردم و یه لباسه باز پوشیدم (حوصله گذاشتنشو ندارم خودتون یچی فک کنین دیگه)
ویو کوک : رفتم حاضر شدم و منتظر لیسا وایسادم وقتی اومد پایین دیدم لباسش خیلی بازه
+چطوره؟
_خیلی بازه
+ینی چی؟
_ینی یا برو یچیزی روش بپوش یا یه لباس دیگه بپوش اصلا
+باش
رفت یچیزی روی لباسش پوشید و رفتن بار وقتی رسیدن جنی و تهیونگ تو بودن و باهم اوکی شده بودن و لیسا و کوک هم وارد شدن
ویو لیسا: اه واسه همینه از بار بدم میاد همش بو الکل و مشروب و پر از آدمایه خرابه ایشششش
لیسا و کوک رفتن نشستن و کوک خیلی مست کرد و لیسا اصلا نخورد و کوک گفت:
_لیسا من عاشقتم(مست)
+چیمیگی دیوونه الان مستی بعدا یادت میره
_نه عشق من به تو واقعیه و دور از مست بودن یا نبودنه منه
+خیلی خب حالا ول کن بیا بریم خونه
لیسا رانندگی کرد و کل راه رو داشت به حرف کوک فکر میکرد
ویو فردا:(راستی جمعس مثلا)
ویو لیسا : خواب بودم که دیدم دستی دورم حلقه شد دیدم کوکه
+چیکار میکنی؟
_نمیتونم بغلت کنم
+نههه احتمالا هنوز مستی
_نه نیستم به خدا
+ایش برو اونور
لیسا و کوک رفتن صبحونه خوردن و رفتن که یه فیلم ببینن:
ویو لیسا : وای خدا کوک چرا انقد عجیب رفتار میکنه نکنه حرفه دیشبش راست بود وای خدا همش داشتم با خودم فکر میکردم که یهو کوک گفت:
_لیساااااااا
+ها؟ چیه؟
_۱۰۰ بار صدات زدم چیزی شده
+آم نه هیچی چیزی نشده
_ اوکی چه فیلمی ببینیم ؟
+اوم ترسناک چطورهههه؟
_ عالیهههههه
۱۰ مین بعد از شروع فیلم :
+یاخداااااااااا
_یا ابلفضللللللل(بچه ایرانی شد از این به بعد واسش فیلمه ترسناک بزارم🥸)
+این چه فیلمیه عوضش کنننننن
_باشه بابا کشتیمون
+خب حالا چ...
دینگ دینگ(زنگ در خورد)
_تو مهمون دعوت کردی؟
+من؟نه
_من میرم باز میکنم
_بله؟
&این گل رو برای لیسا خانم فرستادن
_آ آها باش
درو بست
_این برای توعه
+کی فرستاده؟
_چمیدونم باید من اینو ازت بپرسم (حسود)
+خیلی خب حالا چته منم نمیدونم کی فرستاده
لیسا کارته روی گل رو خوند و دید از طرفه.....
بیا پایین
.
.
.
پایین تر
.
.
.
خب قرار بود این پارت رو فردا بزارم ولی چون خیلی مهربونم امشب گذاشتم🙂↔️🎀🫠
- ۳.۹k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط