یه شب سه نفر اشتباهي دستگير ميشن و در نهايت ناباوري به اع

یه شب سه نفر اشتباهي دستگير ميشن و در نهايت ناباوري به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم ميشن....
نوبتِ نفر اول میشه که بشینه روی صندلی. وقتی میشینه میگه : من توی دانشگاه , رشته خداشناسی خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه ....
کلید برق رو میزنن ... ولی هیچ اتفاقی نمیفته ....
به بی گناهیش ایمان میارن و آزادش میکنن ...
نفر دوم میشینه روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه حقوق خوندم ....
به عدالت ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته ...
کلید برق رو میزنن و هیچ اتفاقی نمیفته ...
به بی گناهی اون هم اعتقاد میارن و آزادش میکنن ....
نفر سوم میاد روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه , رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی
خوب بقيه داستان هم مشخصه، مسوولين زندان مشكل رو ميفهمن و موفق به اعدام فرد ميشن.
....
نتيجه: لازم نيست همه جا هنرنمایی کنید و راه حل مشكلات رو عنوان كنيد
دیدگاه ها (۷)

محمد ماهان نوه خوشکلم

محمد ماهان جیگر اقاشهنوه گلم

اهل دلی میگفت:تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ تبلورت مهمه.اهل کج...

کیروش در لباس کردیچقدر هم بهش میاد

داستان این اهنگ:داخل انگلستان ی رسمی بوده که وقتی دو نفر عاش...

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط