چه بی پروا

چه بی پروا
مرا در آغوش میکشی
هر وقت و بی وقت
حتی وقتی کنارت نیستم
و تنهایی
آنگونه در آغوش کشیده مرا
که انگار
سیم های خار دار
حیاط خالیِ زندان را


در آغوشم بمان !
بگذار در نگاه تو
- خیلی آرام -
زیستن را از یاد ببرم

من از مرگ های ناگهانی می ترسم
دیدگاه ها (۱۱)

‌بَعْضْیْا جوری بِلاڪْ بِلاڪْ میڪُنَنْ ٳنــگار مــرگ وزنـــ...

حواس شهر پرت باران استحواس من،آغشته عطر تو.....!

❤✔❤✔❤

دلم برای داشتنت پر که نه، پرپر می زند...برای بودنت...برای مه...

فصل اول – پارت بیست‌وچهارمدو ماهِ سکوتبعد از رفتن آن زن، یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط