تلخے روزگار

تلخے روزگار

اونجا شروع می شہ ڪہ

خیلے چیزارو

مے شہ خواست

ولے نمی شہ داشت...!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌹🌹
دیدگاه ها (۷)

شب های زیادی بیدار ماندم و قافیه و وزن و ردیف سرودم چه میدان...

در من دخترکی زندگی می‌کند که بهانه‌گیری‌هایش تمامی ندارد ......

بزن پلکی به هم گاهی ببین من زنده ام یا نه؟شکستی قاب چشمم را ...

از من رمیده‌ای و من ساده‌دل هنوزبی‌مهری و جفای تو باور نمی ک...

‍بیشتر مردم قهوہ را با شڪر مے نوشند. در حالی‌ڪہ من باور دارم...

*‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

خواهر ڪہ داری…در دل خود غم نداری…با عشق سر روے شانہ اش مے گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط