یه وقتایی یه اتفاقایی میوفته که میفهمی تو زندگی اطرافیانت

یه وقتایی یه اتفاقایی میوفته که میفهمی تو زندگی اطرافیانت اضافه ای
یه اتفاق ساده
مثل سیاه کردن عکس پروفایلت
که میخوای بفهمی واسه کسی مهم هستی یا نه
ولی نه ! میفهمی واسه هیچکس مهم نیستی
یه وقتایی میفهمی تو شلوغی دورت تنها ترینی
میفهمی کسی نیست که تو غمات شریکت بشه
میفهمی که باید نقاب بزنی
نقابی از شادی
و به دروغ بگویی:
من خوبم
آرامم
یه وقتایی دلت میخواد بری کجا رو نمیدونی
فقط دوست داری که بری فقط میخوای که نباشی
بری که مزاحم زندگی دیگران نباشی
شرمنده که هستم :)
دیدگاه ها (۴)

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

[•] عمارت عشق [•] part: 9چویا سرشو به سینه ی دازای فشار مید...

آخرین دعا 18

My lovely neighbor part : 47

Enemys Embrsce [ part ۲۳ ]

KIM V

ابلیس

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

یه وقتایی یه اتفاقایی میوفته که میفهمی تو زندگی اطرافیانت اض...

یِہ وَقتـآیے یِہ اِتِّفـآقـآیے میـوفتِہ کِہ میفَهـمے تو زِند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط