من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام

من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام ،

سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام ،

چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام ،

شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ،

این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام



🧚‍♀‌♥️⁩💚
دیدگاه ها (۰)

از تو می نویسمو شخص دیگری در من آفریده می شودتو او را ما می ...

❤دلتنگی نام دیگر من است وقتی صبح چشمهایم را باز میکنم سراغی ...

من اگر مست ات شوم بانو، تو جامم میشوی؟هرچه دارم نذر چشمانت، ...

گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشمداروی دردم گر تویی در او...

پارت ۲۸ان طرف توی کونوها، شب شده بود و این به ان معما بود که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط