یک بار بینم روی تو دل را چه سان تسکین دهم

یک بار بینم روی تو دل را چه سان تسکین دهم؟
تسکین نیابد، جان من، صد بار اگر بینم تو را

از دیدنت بیخود شدم، بنشین به بالینم دمی
تا چشم خود بگشایم و بار دگر بینم تو را

گفتی که هر کس یک نظر بیند مرا جان می‌دهد
من هم به جان در خدمتم، گر یک نظر بینم تو را...
دیدگاه ها (۲)

هیچوقتعشقِ زندگیتـونُ...اونی که دلیلِ تک تک ضربانِ قلبتـون و...

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﻦ !!!…ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﺑﯿﺎ ، ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡﺭﺍﺯﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻢ .ﻣ...

من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنییا چه کردم که نگه باز به م...

معذرت خواهیهمیشه به این معنا نیستکه تو اشتباه کردی و حق با ی...

همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟یا چو من هجر تو را هیچ گرف...

روز و شب نام تورا بی پرده نجوا میکنمجسم و جان خسته را بی چان...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط