راه رفتن،دویدن،پرواز
راه رفتن،دویدن،پرواز
وقتی راه رفتن آموختی دویدن بیاموز،
دویدن آموختی،پرواز را بیاموز
راه رفتن بیاموز زیرا راه هایی که میروی جزیی ازتو می شود وسرزمین هایی که می پیمایی برمساحت تواضافه می کند.
دویدن بیاموز،چون هرچیز راکه بخواهی دور است وهر چقدر که زود باشی دیر است.
پرواز رایاد بگیر نه برای اینکه اززمین جداباشی برای آن که به اندازه فاصله زمین تاآسمان گسترده شوی.
من راه رفتن را از سنگ آموختم
دویدن را از کرم خاکی
وپرواز را از درخت
بادها ازرفتن به من چیزی نگفتند،زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختن.
پلنگان دویدن رایادم ندادن،زیرا انقدر دویده بودند که دویدن رااز یاد برده بودند.
پرندگان نیز پرواز رابه من نیاموختند،زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن رابه فراموشی سپرده بودند.
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود،رفتن را می شناخت.
کرمی که دراشتیاق دویدن سوخته بود،ازپرواز بسیار می دانست.
آنها از حسرت به درد رسیده بودند
واز درد به اشتیاق
وازاشتیاق به معرفت.
اما این روز ها کسی معنی معرفت،دوست داشتن و...را نمیداند
وقتی راه رفتن آموختی دویدن بیاموز،
دویدن آموختی،پرواز را بیاموز
راه رفتن بیاموز زیرا راه هایی که میروی جزیی ازتو می شود وسرزمین هایی که می پیمایی برمساحت تواضافه می کند.
دویدن بیاموز،چون هرچیز راکه بخواهی دور است وهر چقدر که زود باشی دیر است.
پرواز رایاد بگیر نه برای اینکه اززمین جداباشی برای آن که به اندازه فاصله زمین تاآسمان گسترده شوی.
من راه رفتن را از سنگ آموختم
دویدن را از کرم خاکی
وپرواز را از درخت
بادها ازرفتن به من چیزی نگفتند،زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختن.
پلنگان دویدن رایادم ندادن،زیرا انقدر دویده بودند که دویدن رااز یاد برده بودند.
پرندگان نیز پرواز رابه من نیاموختند،زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن رابه فراموشی سپرده بودند.
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود،رفتن را می شناخت.
کرمی که دراشتیاق دویدن سوخته بود،ازپرواز بسیار می دانست.
آنها از حسرت به درد رسیده بودند
واز درد به اشتیاق
وازاشتیاق به معرفت.
اما این روز ها کسی معنی معرفت،دوست داشتن و...را نمیداند
- ۲.۱k
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط