فیک تهیونگ پادشاه قلبم

فیک تهیونگ پادشاه قلبم
( پارت۱۹)
از زبان ات همشون این سوالو ازم میکردن که تهیونگ کیه اخه به شماچه اه
از زبان تهیونگ دلم برای ات خیلی تنگ شده اما چون عموم به تاج تخت چشم داره نمیتونم ات و خواهرشو بزارم اینجا بمونه میدونستم ات به حرف گوش نمی برای همین اون حرفای تلخ رو بهش زدم ولی امید وارم زیاد روی نکرده باشم
از زبان ات
امروز دو روز لیاهم رفته نیست امشب تنها خونه چیکار کنم تنهایی کیف نمیده اهنگ گوش بدم
شب ساعت ۸ از سرکار اومدم اما امروز دلم میخواد گریه کنم وارد خونه شدم تمام خاطراتم باتهیونگ زنده شد رفتم یه گوشه زانو هامو بغل کردم وکلی گریه کردم همون جوری خوابم برد وقتی از خواب بیدارشدم به ساعت نگاه کردم ساعت ۳ صبح گوشی مو ورداشتم یه وویس دادم گفتم خونه رو می فروشم و یه خونه دیگه بجاش میگیرم نگاه به کاشت ناخونم کردم یاد تهیونگ افتادم گفتم خیلی بادقته هر ماه نخونامو ترمیم میکنم لبخند کوچیکی روی لبم اومد
از زبان تهیونگ
عموم اعلام جنگ کرده اگه شکست بخورم کار همه تمومه
از زبان ات
خونه رو‌نگاه کردن و پسندیدن تا هفته دیگه منم از این خونه میرم رفتم ارایشگاه پایین موها فانتزی رنگ دادم رنگش بنفشه میخوام تغییر کنم دیگه همیشه همون ات تکراری نباشم
دیدگاه ها (۰)

فیک تهیونگ پادشاه قلبم( پارت۲۰)از زبان ات شب شده بود رفتم خو...

فیک کوک عشق سر سخت من ( پارت۵)از زبان ات همه رفتیم خوابیدیم ...

فیک تهیونگ پادشاه قلبم( پارت۱۸) از زبان ات رفتیم تونل وحشت م...

فیک تهیونگ پادشاه قلبم( پارت ۱۷) از زبان ات کفشامو از پام در...

وحشی پارت 26 +۱۸ویو تهیونگ: از خواب بیدار شدم ات نبود یکم به...

وحشی پارت 22+۱۸پرش به ساعت 1 شب: تهیونگ: خب بریم بخوابیم دیگ...

part=5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط