دختر : عشقم ؟؟

دختر : عشقم ؟؟
پسر : جونم...
دختر : خستم ..
پسر : خب
دختر : بیام ؟
پسر : کجا؟
دختر : هیچی اصلا...
پسر : باشه
دختر : خب آخه خستـــــــــ ـــــــــــــــــم..
پسر : برو استراحت کن گلم..من چیکار کنم آخه ؟
دختر : بیام پیش تو ؟ کنارت دراز بکشم ؟
پسر : نه..
دختر : لطفا...
پسر : گفتم نه ، باز عصبیم نکن..عه!!
دختر : خیلی سنگدلی...اصلا قهرم...
پسر : قربون قهرت برم نبینم اشکاتو...من غلط کردم...
دختر : دیگه نمی خوام دوستت داشته باشم...تو بدی..
پسر : میدونم
دختر : ـــــــــــــــــ(بغض
پسر : از همون روز اول دارم بهت میگم دیگه نباید دوسم داشته باشی تو سرت نمیره
دختر : از اون روز بیشتر عاشقت شدم.
پسر : می خوای تا آخر عمر تنها زندگی کنی؟
دختر : پس تو چی هستی؟ کشکی؟
پسر : من 2 سال پیش به خاطر تو خودکشی کردم و رفتم پیش خدا.
دختر : میدونم بذار بیام پیشت دو تایی آروم توی خاک بخوابیم (گریه)
پسر : ....
دیره...
دیدگاه ها (۱۱)

دلم بهانه ات را می گیرد ...چقدر امروز حس می کنم نبود تو را ،...

گاهی خیال میکنم ازمن بریده ای!بهترزمن برای دلت برگزیده ای؟از...

بخونید قشنگه...روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید :چرا عا...

« فراموشت نمی کنم بی وفا »گفت با من می ماند اما نگفت تا کی؟گ...

استراحت؟!همونطور که دختر کوچولوش تو بغلش بود بوسه ی ریزی به ...

شوالیه و شاهدخت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط