ایمان بیاوریم

ایمان بیاوریم
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ تخیل
به داسهای واژگون شده ی بیکار
و دانه های زندانی
نگاه کن که چه برفی می بارد ...
شاید حقیقت آن دو دست جوان بود آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد
سال دیگر وقتی بهار
با آسمان پشت پنجره هم خوابه میشود
و در تنش فوران میکنند
فواره های سبز ساقه های سبکبار
شکوفه خواهد داد ای یار ای یگانه ترین یار
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
دیدگاه ها (۳)

کنون که آمدیم تا به اوج‌ها مرا بشوی با شراب موج‌ها مرا بپی...

انسانها از عشق می ترسند، چون وقتی عاشق می شوند برای نفس مرگی...

آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد ؟ آیا دوباره باغچ...

سخن از دستان عاشق ماست که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم بر...

# 🌑 رقصِ آخرین ماه (#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه...

ایمان بیاوریم ایمان بیاوریم به آغاز فصل سردایمان بیاوریم به ...

و این منم زنی تنها در آستانهٔ فصلی سرد در ابتدای درک هستی آل...

‌و این منمزنی تنهادر آستانه‌ی فصلی سرددر ابتدای درک هستی آلو...

«فروغ‌ الزمان فرخزاد »معروف به فروغ فرخزاد (زادۀ 8 دی 1313، ...

فروغ فرخزاد... در سال 1343 به آلمان و ايتاليا و فرانسه سفر م...

❄❄ " زمستان " فصلِ درخت هایِ بی بار و برگ و خیابان هایِ خلوت...

" زمستان " فصلِ درخت هایِ بی بار و برگ و خیابان هایِ خلوت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط