مامان؟

مامان؟
سرم درد گرفت ! این قرآنو خاموش میکنی؟!
بابا چرا گریه میکنی؟ چرا مشکی پوشیدی؟ چرا پشتت خم شده...؟!
مامان جونم؟ چرا جیغ میرنی؟ چرا اسم منو اینجوری صدا میزنی؟! من اینجام که..... تروخدا آروم باش!
خواهر جونیم؟ چته فدات شم؟ چرا ضجه میزنی؟
تروخدا یکی به من بگه اینجا چه خبره؟!
عشقم...؟ اشکاتو پاک کن ببینم! اونى ک خودش رفته گريه نمیکنه؟!!! آتیشم میزنی با اشکات....
چرا همه اینجوری با لباسای تیره دورم حلقه زدین؟! چرا همه تیره پوشیدین؟! دلم گرفت...!
وااای خدا چرا خاک دارین روم میریزین؟! من میترسم....!
گوشیم کو؟ تخت خوابم کجاس...؟!
مامان؟ بابا؟......
و صدای آخر.....:
برای شادی روحش صلوات بفرستین..... "جوون مرگ..."

همین روزا خبرش میرسه
دیدگاه ها (۱)

به لب های ساده ات بیاموزگول هرلبی رانخورد.من،میدانم روزی لب ...

به ﺍﻣﯿﺪ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺭﻓﻴﻘﺎﻡ ﺍﺳﻤﻢ ﺑﻴﺎﺩ ﺭﻭ ﻟﺒﺸﻮﻥو ﻳﻪ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﻩ ﺑﺰﻧﻦ ﻭ...

جیش درفضایی آزاد خخخخ

دروغ نمیگم که والله

پارت سوم و گفت که بعدا میبینمتمامان : ( خب اوه گفتی که بعدا...

پارت اولصبح بود با نور آفتاب از خواب بیدار شدیاز طبقه ها پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط