پارت یک

پارت یک



ویو کوک

کوک:اوه ساعت شیش و نیمه دیرم شد مدرسه ام آماده شدم و از اتاقی که زیر پله های بار بود اومدم بیرون و با سرعت خودم رو به مدرسه رسوندم و نشستم و زنگ مدرسه به صدا در اومد و مدیر مون با یک معلم جدید اومد چون برام مهم نبود سرم پایین بود داشتم با خودکار بازی میکردم


ویو یک ساعت بعد



تهیونگ چرا این پسره پرو همش داره با خودکارش بازی می‌کنه از اول زنگ تهیونگ رفت سمت میز کوک و کوک حواسش نبود و تهیونگ محکم با دستش زد رویی میز و همه جارو سکوت فرا گرفت کوک صورتش رو سمت تهیونگ برد و گفت خواست چیزی بگه محو استادش شده بود همینطور هم تهیونگ تهیونگ یکدفعه آیی خودش رو جمع و جور کرد و گفت

تهیونگ:لطفاً وقتی درس میدم خوب گوش کنید. (آروم و خمار)

کوک:چشم(آروم )

تهیونگ باز رفت توضیح داد که همونجا زنگ خورد.
وهمه بچه ها رفتن و کوک دیر تر از همه رفت و تهیونگ دید که اون آخرین نفره گفت

تهیونگ:یک لحظه وایستا

کوک:(با یک حالت استرس وار صورتش رو سمت تهیونگ کرد)بعله استاد

تهیونگ نزدیک کوک شد ...








ببخشین از نظر خودم ریدم چون بار اولمه ببخشین دیر گذاشتم قرار بود دیشب بزارم🫂💙




#تهیونگ_نفر_بعدی_نیست


شرایط

لایک:۲۵
کامنت:۱۰
بازنشر:۵


#کیم_سرین
#تهیونگ_سرین
#فیک_نویس_دربارسلطنتی_تهکوک
#تهیونگ_نفر_بعدی_نیست
دیدگاه ها (۱۹)

میبینی؟·.¸¸.·♩♪♫ > ▷ ●━━━━━━─── Track: The Blue Danube> ㅤㅤ◁...

·.¸¸.·♩♪♫ > ▷ ●━━━━━━─── Track: The Blue Danube> ㅤㅤ◁ㅤ❚❚ㅤ▷ㅤ↻...

درخواستیی#کیم_سرین#تهیونگ_سرین#سرین_فیک نویس_دربارسلطنتی_تهک...

استوری درخواستی بی💙🫂

پارت هفتم تهیونگ از بازوی کوک گرفت خواست ببرتش که کوک:چیکارم...

پارت پنجمویو تهیونگپاهاش رو پدال گاز بود و گاز میداد اون موق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط