عاشقانهها ali

دیدگاه ها (۱۲)

بعضی ها هم هستند؛که به نظر فراموششان کرده ایماما وقتی حرفشان...

یک روزی که خوشحال تر بودممی آیم و مینویسم که "این نیز بگذرد"...

انگار همین هزار سال پیش بود. دستهایم را بسته بودند به تخت، ب...

می ‏گفت اینجوریم نبود که دلمون تنگ نشه، تنگ میشد، ولی حرفی ن...

نزدیک بلوار کشاورز دیدمشون؛ تمام مدت اون پتو رو گرفته بود رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط