یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پ

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشنهاد کرد:
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آن برسد آن میوه های خوشمزه را برنده می شود.
هنگامی که او فرمان دویدن را داد ، تمامی بچه ها دستان یکدیگر را گرفتند و با یکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال نشستند.

هنگامی که انسان شناس از این رفتار آنها پرسید درحالیکه یک نفر می توانست به تنهایی همه میوه ها را برنده شود.
آنها گفتند: آبونتو(UBUNTU) ، چگونه یکی از ما میتونه خوشحال باشه در حالیکه دیگران ناراحت اند.
(آبونتو در فرهنگ ژوسا یعنی من هستم چون ما هستیم)

محمدرضا غلام پور

از این داستانها تو پرپفایلم هست سر بزنید.
لطیفه هم هست.
دیدگاه ها (۲)

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشن...

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشنه...

انسان باشیم

داستان کوتاه .معصومیت کودکانه ..یککودک انسان شناس به تعدادی ...

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی پیشنهاد ...

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشنه...

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی پیشنهاد ...

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشنه...

🌸🍃یک پژوهشگر انسان شناس، در آفریقا، به تعدادی از بچه های بوم...

♦یک پژوهشگرانسان شناس، در آفریقا، به تعدادی از بچه های بومی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط