پدرم وقتی مُرد من هنوز زنده بودم

پدرم وقتی مُرد من هنوز زنده بودم
اما طولی نکشید
که منهم مُردم
و هردو کنار هم بودیم
وعکسم کنار عکسش نشست
ولی نفهمید م که چه شد
که عکس او
بر قلب م اویخته شده
ولی پدرچه زود دیر شد
وگذشت
،همه ی انچه که نامش زندگی بود
کاش
من کوچک میماندم
وتو همچنان پدرم بودی
پدرم کاش میماندی
کاش
تا باهم بیشتر زندگی میکردیم
هرچند خوشحالم پدر
خوشحالم وقتی که تو مُردی
غم ِ مرگت مرا نیز کشت,

پدر همیشه دلتنگت هستم
دیدگاه ها (۱)

دلم گرفته پدر...

و کسی نمیداند پدر خدای روی زمین است...

...

من گۆرانیم نه‌ده‌زانی هه‌ژاره‌کان فێریان کردمتووڕه‌ بوونم نه...

پارت ۸۴ فیک ازدواج مافیایی

ساعت حدود دو نیمه شب بود و من که تازه از مهمانی دوستم آمده ب...

داستان ترسناک: دخترکی کنار جاده ساعت حدود دو نیمه شب بود و...

🍁🍁🍁🍁#خان_زاده #پارت226#جلد_دوم بفهمم داری راجع به کی حرف می...

ساعت حدود دو نیمه شب بود و من که تازه از مهمانی دوستم آمده ب...

من برگشتم:) لایک کردین کردین نکردین روحا رو میفرستم براتون^_...

داستان ترسناک ساعت حدود دو نیمه شب بود و من که تازه از مهما...

فیک بیمار دیوونه فصل ۲

ساعت حدود دو نیمه شب بود و من که تازه از مهمانی دوستم آمده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط