چه می خواهی تو از جانم که جز عشقت نمی دانم

چه می خواهی تو از جانم که جز عشقت نمی دانم
چنانم کرده ای عاشق که بی عشق تو ویرانم

میان سجده ام هر شب فقط یک ذکر می خوانم
تویی روحم تویی جانم تویی پیدا و پنهانم

تویی سرچشمه ی امید و یأس و درد و درمانم
نمی بینی تو دردم را ، ز غم گویی به زندانم

نگر بر قلب بیمارم ، ببین این جسم بی جانم
برای دیدن رویت ز هر خوابی گریزانم

گذر کن یک دمی بر من ببین چشمان گریانم
بیا سویم چو میدانی تویی سوی دو چشمانم
دیدگاه ها (۲)

ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ ﺍﮔﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺩﻟﺖ ﺑﻮﺩﻡ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ...

من نمیدانم چرا این دل شده رسوای توآ شنای هر شب من ،من شدم ش...

‌ سلام به خالق بارش دانه های مهربانی باران و برفسلام به صبح...

تمام کوچه را رفتم شبی بازو به بازویتدلم می‌خواست خان باشی و ...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط