خدایا...

خدایا...

خاکیَم بس که زمین خوردم و غفلت کردم
آه دیگر به زمین خوردنم عادت کردم

چقدر توبه شکستم ، چقدر برگشتم
چقدر پیش تو احساس خجالت کردم

جای تو دل به همه دادم و خارم کردند
رحم کن بر من ساده که حماقت کردم

دارد این عمر تلف می شود و می بینم
نه شدم عابد درگاه نه همت کردم

دست احسان تو را پس زدم و کج رفتم
جای تو با خود ابلیس رفاقت کردم

به امانت شرف و ثروت و جاهم دادی
من آلوده خیانت در امانت کردم

یاد بی کس شدنم ، یاد تو افتادم من
سر این سفره فقط صحبت حاجت کردم

نظری کن که دگر سمت معاصی نروم
خسته ام بس که از این نفس شکایت کردم


دیدگاه ها (۱)

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

دلم از غصه مترسان که خودم غمگینمتنم از پایه ملرزان که خودم غ...

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟مانده ام در طلبت غرق تمنا...

دوستت دارم ولی ، هرگز نیا دنبال منحق من بودی چرا ، هرگز نبود...

Language translation=p۴معذرت خواهی کردم و از جمع اومدم بیرون...

نور سبزی در تاریکی

his favorite strawberry

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط