کاش یه مغازه بود آدم میرفت

کاش یه مغازه بود آدم میرفت
میگفت
بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام
ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟
آقا این "آرامشا" لحظه ای چند؟
این"بی خیالیا"که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟
دیدگاه ها (۱۹)

بعضی ها را ....#نوشتم#شعر شدندبعضی ها را نتوانستم ..#بنویسم#...

آغاز+نامه+هایم+ازاین+پس+به+نام+توست چشمم+دلم+وجود+من+انگار+ر...

گاهیدلم می خواهدبگذارم بروم بی هرچه آشنا...گوشه ی دوری گمنام...

گاهی چقدر دلم برایت تنگ می‌شود… می‌دانی!؟ می‌گویم گاهی اما، ...

یه جایی خونده بودم نوشته بود، یه مرحله ای هست که خطرناک ترین...

#قمار_سرنوشت پارت²⁰لونا : ولم کنننبزارم زمیننننن ( با داد ) ...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۴۴ویو راوی تهیونگ نگاهی چپ چپ به دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط