دلم یک قاچ هندوانه میخواهد

دلـم یک قـاچ هنـدوانـه میخواهـد..
در هـوای گرم تابستـان..

تـو قـاچ کرده باشـی..

و من با یک قاچ سیـر نمیشوم..
دو قـاچ..
سه قـاچ..
...

و تو میخنـدی و میگویی
عجب شکم پاره ای هستـی..
سردیت میشود..

و من بخنـدم و نگویـم که..
دلم از بهانـه ی گرفتن قاچ هندوانـه از دستانت خنـک نمیشود..
گرمتـر و گرمتـر میشود جـآنـآ...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۱۰)

جانـڪمـ مگـر تلخـۍ ات شیریـن نبود..مگر اخمت با لبخنـد نبـود....

جاده هایی راکه دوست نداشتم بخاطر کسی که دوست دارم طی میکنم.....

اگه بغض کرد، چشاش مظلوم تر از همیشه شد و گفت: "مگه من جز تو ...

دستهـاۍِ من را ڪه ببینـۍ....میفهمۍ من دیگـر ناامیـد شدمـ، از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط