دست به جان نمی‌رسد، تا به تو برفشانمش...

دست به جان نمی‌رسد، تا به تو برفشانمش...
دیدگاه ها (۲)

ور هيــچ نباشدچو تو هسـتی هـمه هست

بی ‌بـاده او مباد جامم...

با سلسله ی زلفِ تو یار است دلِ ما...

در دلم بنشسته‌ای بیرون میا...

نمی پرسی نام مه نمی شوی یار مهنرگس صفت دار تونمی‌دهی جان مهخ...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

دل از دست دادیم؛ دلبر از دست دادیم... تو«علی» بودی پسپدر از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط