یجیممنون
یجی:ممنون..
دال:یکم بخوابید
یجی:نه..ممنون
دال:خیلی خسته اید،اصلا نخوابیدید
یجی:خیله خب باشه
*یجی اروم اروم چشماش رو میبنده،میخوابه،وقتی به جزیره میرسن دال میره یجی رو بیدار کنه،یجی بیدار میشه،اروم از کشتی میرن بیرون،حالا انتن دارن،همان لحظه یک شماره ناشناس زنگ میزنه*
یجی:الو؟
شوگا:یجی..یجی..
یجی:شوگا؟تویی؟خودتی؟
شوگا:داری میای دنبال تهیونگ..درسته؟ادرس رو برات میفرستم
یجی:چرا کمکم میکنی؟
شوگا:یجی..بزار بعدا توضیح بدم..الان واقعا به کمکت نیاز دارم..
یجی:باشه..فقط..تهیونگ داره ردم رو میزنه؟
شوگا:نه نه..نگران نباش..شمارت رو از گوشیش پاک کردم..
یجی:ممنونم ازت..
شوگا:خواهش میکنم..میبینمت
یجی:تلفن قطع میشه..
دال:مشکلی پیش اومده؟
یجی:نه..شوگا داره کمکمون میکنه،داره برام ادرس میفرسته..
دال:اگر تله باشه چی؟
یجی:فکر نکنم..
دال:بنظرم..بیاید راه خودمون رو بریم..اون شاید تله باشه..
یجی:ترسیدی؟
دال:نه..من نمیترسم..
یجی:پس بیا بریم..
دال:اما اگر.....
یجی:گوش کن..من فکر نکنم تله باشه..بیا بریم دیگه..
دال:باشه
ادامه دارد...
دال:یکم بخوابید
یجی:نه..ممنون
دال:خیلی خسته اید،اصلا نخوابیدید
یجی:خیله خب باشه
*یجی اروم اروم چشماش رو میبنده،میخوابه،وقتی به جزیره میرسن دال میره یجی رو بیدار کنه،یجی بیدار میشه،اروم از کشتی میرن بیرون،حالا انتن دارن،همان لحظه یک شماره ناشناس زنگ میزنه*
یجی:الو؟
شوگا:یجی..یجی..
یجی:شوگا؟تویی؟خودتی؟
شوگا:داری میای دنبال تهیونگ..درسته؟ادرس رو برات میفرستم
یجی:چرا کمکم میکنی؟
شوگا:یجی..بزار بعدا توضیح بدم..الان واقعا به کمکت نیاز دارم..
یجی:باشه..فقط..تهیونگ داره ردم رو میزنه؟
شوگا:نه نه..نگران نباش..شمارت رو از گوشیش پاک کردم..
یجی:ممنونم ازت..
شوگا:خواهش میکنم..میبینمت
یجی:تلفن قطع میشه..
دال:مشکلی پیش اومده؟
یجی:نه..شوگا داره کمکمون میکنه،داره برام ادرس میفرسته..
دال:اگر تله باشه چی؟
یجی:فکر نکنم..
دال:بنظرم..بیاید راه خودمون رو بریم..اون شاید تله باشه..
یجی:ترسیدی؟
دال:نه..من نمیترسم..
یجی:پس بیا بریم..
دال:اما اگر.....
یجی:گوش کن..من فکر نکنم تله باشه..بیا بریم دیگه..
دال:باشه
ادامه دارد...
- ۷۸۶
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط