خدایــــــــــــــــــا …

خدایــــــــــــــــــا …
به حد کافی خیال بافتم …
و تنم کردم …
یه کم واقعیت شیرین …
لطفا
دیدگاه ها (۱)

صندوق صدقات نیست دل من که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی و ...

آسانسوری شده ام تنها در برجی متروک که سال هاست بهانه ای برای...

بگو سهونی جونم کدوم؟؟؟

خانواده ی عزیزم من دیگه تیفانی نیستم فهمیدم ملودی میخواد باش...

خیال کردم میماند ؛ اما به خود آمدم و دیدم که هیچ خیالی هیچ گ...

یه بار موهام رو همینجوری بافتم می خواستم برم حموم بازش کردم...

(من غش کردم لطفا یه منو جمع کنه)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط