خود را تنگ

خود را تنگ
بر زمین بفشار

خاک هنوز بوی تابستان می دهد
و تن
هنوز بوی عشق.

اما علف روی تو
زرد است
و باد، سرد
و پر از دانه های خار

و رویایی که بدنبال تو می آید
با پاهای سایه سا
رویای تو
چشمان پاییز را دارد.
هلیده دومین
دیدگاه ها (۱)

زن جوان کنار پنجره | ویلیام کارلوس ویلیامززننشسته استبا اشکه...

خانجونم ....امشب کمی زیباتر شد ه شایدم منفور الفکر .تصورشم ز...

سلام. الهی :::::::::::::::در جلال رحمانی در کمال سبحانی نه م...

بریم نماز ..بسم اللهیاعلی.صب کن .منم بیام .

عصر کمرنگی می‌تازد ، با باد وحشی شبانه ای که از حالا شروع شد...

نام فیلم (the words)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵¹بعد خیلی آروم گفت:تهیونگ..همه‌ی اعضای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط