بی وقفه زنده بوده ام

بی وقفه زنده بوده ام
این همه سال
بی وقفه
بی مکث
بی درنگ
باز هم می خواهی از من بپرسی
که چرا خسته ام ؟

خسته ام
هرچند هنوز
نشستن مه روی جنگل های انبوه را دوست دارم
دکمه های گلدار را
آن تکه از نور را که ساعت ده صبح روی گلهای فرش می افتد
بوسیدن دخترم را دوست دارم
بوئیدن نان
و دست کشیدن روی دستهای تو را

نه خستگی من چیزی از زیبایی زیبایی ها کم می کند
نه زیبایی ها
چیزی از خستگی من
با اینهمه دلم می خواهد سالها
خاک بالقوه ی آن گیاه غریب را
در این جهان بگردانم
دستهایم را
بگردانم
چرا که وقتی خاک شدند
قرنها باید چشم انتظار بادی باشند که بتواند
کمی
و تنها کمی
جابجایشان کند .
دیدگاه ها (۱)

مجویید در من ز شادی نشانهمن و تا ابد این غم جاودانهمن آن قصه...

باران زده و هوای فروردین استموسیقی باغ، بانگ بلدرچین استپلکی...

دیگر همانندِ گذشته دل‌تنگت نمی‌شومحتی دیگر گاه به گاه، گریه ...

آواره ام این روزهای بی تو را بانوبیزارم از طعم گَسِ این ماجر...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

p30

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۲۱ صبح کمپانی برخلاف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط