ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایم

ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایم

ما به حرف زشت در گفتار، عادت کرده ایم

این مکان مردها و آن مکان بانوان

ما به حایل بودن دیوار، عادت کرده ایم

می گذاریم آخر هر جمله « بی معنی »، چرا؟

چون به صحبت های معنادار، عادت کرده ایم

خط قرمز روی شعر و روی شاعر می کشیم

ما به بی انصافیِ خودکار، عادت کرده ایم

هر بلایی بر سر ما آمده دیروزی است!

ما به مجرم کردن « قاجار »، عادت کرده ایم « شینِ » خود را می کشد تا این که گردد با کلاس

ما به این لحن و به این اطوار، عادت کرده ایم

چندسالی می شود در پرده های سینما

ما به عکس رنگی « گلزار »، عادت کرده ایم

بی سوادی، فقر فرهنگی، همه شد ریشه کن!

ما به نشر کاذب آمار، عادت کرده ایم

ما به صحبت کردن « دارا » توجه می کنیم

چون به آه و ناله ی « نادار »، عادت کرده ایم

در خبرها آمده من شاعر برتر شدم!

ما به خالی بندیِ اخبار، عادت کرده ایم!
دیدگاه ها (۲)

از خودم تا همیشه می پرسممی رسد دست ما دوباره به هم؟بودنت با ...

سیرازعمرخودوزندگیم،نیست پروای خودازبی تواگرزیستنم،مردم ازغم ...

از تماشـــای تو هر کس رو به حــــیرانی روداختیار از دست مجنـ...

. اگه به یــــــه نفر قول دادے باهــــــاش بمونے ...دیگه حق ...

خدایا ما طاقت این روضه‌ها رو نداریم😭😭همینجا بود ماه افتاد بر...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط