خری آمد به سوی مادر خویش .... بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

خری آمد به سوی مادر خویش .... بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری ..... اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا : ای پسر جان ...... تورا من دوست دارم بهتر از جان

ز بین این همه خرهای خوشگل ..... یكی را كن نشان چون نیست مشگل

خرك از شادمانی جفتكی زد ..... كمی عرعر نمودو پشتكی زد

بگفت : مادر به قربان نگاهت .... به قربان دوچشمان سیاهت

خر همسایه راعاشق شدم من ..... به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت: مادر برو پالان به تن كن ..... برو اكنون بزرگان را خبر كن

به آداب و رسومات زمانه ...... شدند داخل به رسم عاقلانه

دوتا پالان خریدند پای عقدش ..... یه افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یك طویله ...... همانطوری كه رسم است در قبیله

خر دانا كلام خود گشایید ..... وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم آیا رضائی .... به عقد این خر خوشتیپ در آیی

یكی از حاضرین گفتا به خنده ..... عروس خانم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر بپرسید ...... كه خر خانم سرش یكباره جنبید

خران عرعر كنان شادی نمودند..... به یونجه كام خود شیرین نمودند
دیدگاه ها (۲)

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب...

خری امد به سوی مادر خویشبگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ب...

خری آمد بسوی مادر خویش ** بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش ب...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ...

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیشبرو امشب ...

خر تو خربخونید و بخندیدخری امد بسوی مادر خویشکه ای ما...

خواستگاری خر بخونید و بخندیدخری امد بسوی مادر خویشکه ای مادر...

بخونید و بخندید??????????????خری آمد بسوی مادر خویشکه ای ماد...

خری امد بسوی مادر خویشکه ای مادر مرا رنجم نده بیشبرو امشب بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط