به جان جمله مستان که مستم

به جان جمله مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم
مرا گفتی بدر پرده،دریدم
مرا گفتی قدح بشکن،شکستم
مرا گفتی ببر از جمله یاران،
بکندم از همه،دل در تو بستم
مولانا
دیدگاه ها (۱)

تو چرا جملہ نبات و شڪریتو چرا دلبر و شیرین نظریتو چرا همچو گ...

یک دم بیا با عاشقان دستی بچـــرخان و بروچرخی بـزن مستی نمـا ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

پارت ۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط