بعد از اینکه یچیزی خوردیم معلم گفت امروز میتونیم هرجا که

بعد از اینکه یچیزی خوردیم معلم گفت امروز میتونیم هرجا که خواستیم بریم
نامجون: ا.ت یکی از دوستام تو آلمان زندگی میکنه امشب تو خونشون پارتیه میای بریم
ا.ت: من اممم باش
نامجون: خب پس یه لباس خوب بپوش
ا.ت: معلم چی
نامجون: گور بابای معلم شب. که برگشتیم یه بهونه جور میکنیم
ا.ت: ساعت چند پارتیه
نامجون: ساعت ۸
ا.ت: پیاده میریم
نامجون: تاکسی میگیریم دیگه
ا.ت : باش
ا.ت ویو ساعت ۸
آرایشمو کردم و یه لباس باز پوشیدم
موهامو گوجه ای بستم و یه کفش پاشنه بلند پوشیدم
نامجون: آفرین خیلی زیبایی تو
ا.ت: مگه من دوست دخترت ام که اینطوری باهام حرف میزنی
نامجون: اولن تو دیشب مال من شدی دومن تو بیبی منی
ا.ت: اگر اینطوریه توهم ددی منی

یواشکی از هتل بیرون زدیم و تاکسی گرفتیم و رفتیم سمت پارتی بعد چند دقیقه که رسیدیم اونجا پارتی بود رفتیم داخل که دخترایی و میدیدم که خودشون و به پسرا می‌مالن ایشش چندشا رفتم رو یدونه از صندلی ها نشستم که یکی برا جام شراب آورد
۶ تا لیوان شراب خوردم مست بودم که رفتم پیش نامجون و روی پاش نشستم دستمو دورش حلقه کردم و بوسیدمش نامجون بهم گفت بیا بریم رفتیم که یه ماشین مشکی جلومون ظاهر شد و من و یکی از پشت بیهوش کرد
دیدگاه ها (۱)

لباسی که ا.ت برای پارتی پوشیده بود

موقعی که بهوش اومدم توی یدونه اتاق بودم رفتم دم در اتاق جی...

ا.ت : با....(زنگ در اتاق خورد)نامجون: وایسا ببینم کیها.ت: کی...

اتاقی که نامجون و ا.ت تو اونجا میخوابیدن

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

پارت 11ا/ت : پاشوووته : باش حالاا/ت : پش میشنم روت (می‌شینی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط