رو ترش و گران مکن تا سر خود نهان مکن

رو ترش و گران مکن تا سر خود نهان مکن
بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن

باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای
بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن

چون سر صید نیستت دام منه میان ره
چون که گلی نمی دهی جلوه به بوستان مکن

خشم کسی کند که او جان و جهان ما بود
خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن

ای آتش آتش نشان این خانه را ویرانه کن
وین عقل من بستان ز من بازم ز سر دیوانه کن

کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگو یدم دم مزن و بیان مکن

ناله مکن که نای من ناله کند برای تو
گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن


─═हई╬ ترانه سرا: مریم اسدی ╬ईह═─
دیدگاه ها (۱)

گل سـنگم گل سنگمچی بـگم از دل تـنـگم**مثل آفتاب اگـه بـر منن...

گل سـنگم گل سنگمچی بـگم از دل تـنـگم**مثل آفتاب اگـه بـر منن...

آنسوی بی سومن این ایوان نه تو را نمی دانم نمی دانممن این نقا...

شمع و پروانه منممسته میخانه منمرسوای زمانه منمدیوانه منمرسوا...

در جنبش اندرآور زلف عبرفشان رادر رقص اندرآور جان‌های صوفیان ...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروای حیات دوستان در بوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط