باران که بی امان وسط عید میبارد
باران که بی امان وسط عید میبارد
گیر است دلش پیش زمستان و جدایی، میبارد
بغض جدایی اسفند از بهار
باران ببار ؛ببار مدام در فراق یار
این بارش برف بهانه آغوش آخر است
انگار نمیشود به هر بهانه باید رفت و رفت
دیدی عزیزی بخواهد جدا شود از تو بغض امان نمیدهد
باران ببار؛ببار و ببار تا نبیند زمستان اشک
شاید که بارش باران حکم کاسه آب بهار است
دیگر برو زمستان برو دل کندن درست سخت و محال است
تقدیر چنین نوشته دیگر برو فراق رقم خورده
یکسال انتظار مجددت زمستان؛بهار به پایت مانده
#بهزاد
ششم/فروردین/نودوشش
@ sheerbehzad
گیر است دلش پیش زمستان و جدایی، میبارد
بغض جدایی اسفند از بهار
باران ببار ؛ببار مدام در فراق یار
این بارش برف بهانه آغوش آخر است
انگار نمیشود به هر بهانه باید رفت و رفت
دیدی عزیزی بخواهد جدا شود از تو بغض امان نمیدهد
باران ببار؛ببار و ببار تا نبیند زمستان اشک
شاید که بارش باران حکم کاسه آب بهار است
دیگر برو زمستان برو دل کندن درست سخت و محال است
تقدیر چنین نوشته دیگر برو فراق رقم خورده
یکسال انتظار مجددت زمستان؛بهار به پایت مانده
#بهزاد
ششم/فروردین/نودوشش
@ sheerbehzad
- ۱.۱k
- ۰۸ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط