حکایت مــــــــــــــن …

حکایت مــــــــــــــن …
حکایت کسی بودکه عاشــــق دریـــا بود ...
اما قایقـــــــــــی نداشت …
دلباخته ی سفــــــــــر بود ...
اما همســــــفر نداشت ...
زخـــــــــــــــم داشت ...
اما ننالیــــــــــــــد...
گریـــــــــــــــــه کرد ...
اما اشــک نریخــــــــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـه...
پر از فریـــــــــــــــاد بود ...
اما سکـــــــــــــــوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود… 
حکایت کسی بود که ...
زجــــر کشید ...
اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد ...
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 16بوم!دوباره صدای انفجار همه‌جا را پر کرد.شیش...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 143✦..................

پارت ۶: شکستنِ دیوارهای شیشه‌ایسکوتِ عمارت، شب‌ها سنگین‌تر م...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط