یک قدم مانده به رقصیدن برف...

یک قدم مانده به رقصیدن برف...
یک نفس مانده به سرما و به یخ...
چشم در چشم زمستانی دگر...
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان..
''یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما''
دیدگاه ها (۵)

زندگیت را منوط به بودن و نبودن آدمها نکن...روی پای خودت بایس...

زندگیست دیگر!!!همیشه که همه رنگهایش جور نیست،همه سازهایش کوک...

یلداتون مباررررررک

نگذارید گوشهایشان گواه چیزی باشد که چشمهایشان ندیده،نگذارید ...

برادر هیکاری کایا

رمان تهیونگ و جنی

آری....می دانم !....خوب می دانم که خدا هست حتی در غریبانه ت...

من هاشیرا یخ

چند هفته‌ای است که من ۳ تا دوست دارم و اون هارو اندازه‌ی کل ...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___چراغ اتاق ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط