سکوتت را ندانستم .نگاهم را نفهمیدی.نگفتم گفتنی ها رو تو ه
سکوتت را ندانستم .نگاهم را نفهمیدی.نگفتم گفتنی ها رو تو هم هرگز نپرسیدی.شبی که شام آخر بود به دست دوست خنجربود.چه اول و چه اخری....
- ۳۹۲
- ۲۱ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط