پسری عاشق دختری نابینا میشه

پسری عاشق دختری نابینا میشه
هرروز وقتی به دیدارش میرفت :
دختره میگفت
اگه چشام میدید بهترین گلهای دنیا رو برات میچیدم شبانه روز نگات میکردم لباست خودم انتخاب میکردم تورو خوشبخت ترین مردعالم میکردم.

بعد مدتی یکی پیداشد چشماشو هدیه داد به دختره اولین بار که پسر رودید فهمید پسر نابیناست گفت عمری خودم نابینا بودم نمیتونم با یه نا بینا زندگی کنم خواست که پسر رو ترک کنه پسر ه تنها یک جمله گفت
"(هرجـــــا رفتـــــــــی مواظـــــب چشـــــمام بـــاش)
دیدگاه ها (۴)

هـــــه

دکتره به چندتادیوونه میگه:ادای سیب زمینی سرخ کرده دربیارین،ه...

گوشه هر دو چشم خود رو بکشید اگه چیزی دیدید به افتخارش نظر بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط