گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد

گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد

و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض

تا بیاید از راه

از خم پیچک نیلوفرها

روی موهای سرت بنشیند

یا که از قطره آب کف دستت بخورد

گاه یک سنجاقک ، همه معنی یک زندگی است ...
دیدگاه ها (۱۰)

دلم کمی خدا میخواهد ...کمی سکوت ...کمی آخرت ...دلم دل بریدن ...

خدایا زیباترین لحظہ ها را نصیب مادرم کن کہ زیباترین لحظہ...

بخشنده بودن بیشتر از آنکه توانایی مالی بخواهد،              ...

مــردانـگـیـ آنـجـاسـتـ . . . جاییـ که پسر بچه ایـ هنگامـ با...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

راهنمای شوره و چربیاین مقاله راهنمای تشخیص و مدیریت مشکلات پ...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

سناریو ران

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط