به هوای تو شدم زار و تو انگار نه انگار

به هوای تو شدم زار و تو انگار نه انگار
پرم از حسرت دیدار و تو انگار نه انگار "دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم" آه از این عشق شرر بار و تو انگار نه انگار آنچه از مدتِ دوریِ تو ای یار کشیدم به غزل میکنم اقرار و تو انگار نه انگار رزِ نازِ تو بنازم که به هر پیچشِ نازش میدهد اینهمه آزار و تو انگار نه انگار سقفِ تنهاییِ من با همه سنگینیش آخر میشود بر سرم آوار و تو انگار نه انگار دراتاقی که به اندازه ی دلتنگی من نیست منم و گوشه ی دیوار و تو انگار نه انگار نه سلامی و علیکی نه پیامی و نه پیکی آه از این بغضِ تلنبار و تو انگار نه انگار شبِ بارانی و هذیانِ دلِ عاشقِ زارم و گلِ اخمِ پرستار و تو انگار نه انگار
دیدگاه ها (۱)

به هوای تو شدم زار و تو انگار نه انگارپرم از حسرت دیدار و تو...

همایون رحیمیان

رمان تمناقسمت53توی یه اتاقم که درو دیواراش همه سفیده مدام خو...

حلقه مارP:23نیم‌روز بعد هوای سرد بیمارستان روی پوست صورتش می...

سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟ع...

من فقط از آنِ توامبی‌هیاهو و بی‌واژه‌های اضافه،بی‌قسم‌های پو...

فقط تو آرومم میکنی...♡‌▷ ●━━love━━━──♡─── ♪♥️🖇◁❚❚▷↻ ️

دیدن زیبایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط