ک عمر قفس بست مسیر نفسم را

ک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .
دیدگاه ها (۳)

کاش میشد:بچگی را زنده کردکودکی شد،کودکانه گریه کردشعر ” قهر ...

.

.

.

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

***ابریشن نیمه شب***# پارت ۱۶: بازگشت به حصارِ یخبعد از آن ش...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

عشق در دنده آخرپارت : ۵۲ آسمان آبی و جاده کوهستانی تقریباً خ...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

معامله p5بالاخره شب تمام شد.نور کم‌رنگ صبح از میان پرده‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط