رفیقم ده تومن تو حساب داشته یه 206 برده

رفیقم ده تومن تو حساب داشته یه 206 برده
بعد من تو عمرم یه بار از این پارچ آبا که سوت بلبلی میزنن بردم تا خونه انقد ذوق کردم
آخرشم با کله رفتم تو جوب شیکست
#پاکار
دیدگاه ها (۱)

رمان :قرار داد سر نوشت

پارت ۶یک هفته بعد_ساعت ۳ و ۲۲ دقیقه ظهر_جیمین:داشتم ناهار ام...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

رمان : قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط